کد خبر 1829216
تاریخ انتشار: ۷ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۳:۴۵
از نخلستان‌های فرات تا عمودهای عشق

هر سال در آستانه اربعین، میلیون‌ها دلداده از سراسر جهان بی‌قرار سرزمینی می‌شوند که نامش با حماسه کربلا گره خورده؛ سرزمینی که ۱۳ قرن است در جان و فرهنگ شیعیان، مکتبی زنده و جاری است.

به گزارش مشرق، پیاده‌روی اربعین امروز یکی از بزرگ‌ترین اجتماعات انسانی جهان است‌ اما آنچه این حرکت را از یک تجمع ساده مذهبی متمایز می‌کند، ریشه‌های عمیق تاریخی و معنایی آن است. زائر اربعین تنها از نقطه‌ای به نقطه دیگر حرکت نمی‌کند. او در یک مسیر تاریخی قدم می‌گذارد که قرن‌ها پیش از او، انسان‌های دیگری آن را پیموده‌اند؛ علما، فقها، عرفا، مردم عادی و عاشقانی که با وجود همه دشواری‌ها، خود را به کربلا رسانده‌اند.

اربعین در افق روایت و سنت دینی

اربعین در سنت شیعی، صرفا چهلمین روز شهادت امام حسین(ع) نیست بلکه نشانه‌ای از تداوم نهضت عاشورا و استمرار پیام آن در تاریخ است. در منابع حدیثی، زیارت امام حسین(ع) جایگاهی ممتاز دارد و در آثار مهمی چون کامل‌الزیارات ابن‌قولویه، تهذیب‌الاحکام شیخ طوسی، مصباح‌المتهجد شیخ طوسی و بحارالانوار علامه مجلسی، بر فضیلت زیارت آن حضرت تاکید شده است. در همین چارچوب، زیارت اربعین نیز به‌عنوان یکی از نشانه‌های برجسته دینداری شیعه مطرح شده است.

از مشهورترین روایات در این زمینه، حدیث امام‌حسن عسکری(ع) درباره «علامات المؤمن» است که در آن، «زیاره‌الاربعین» یکی از نشانه‌های مؤمن دانسته شده. همین روایت، در طول تاریخ، زیارت اربعین را از سطح یک عمل فردی فراتر برده و آن را به یک شاخص هویتی در فرهنگ شیعه تبدیل کرده است. همچنین متن «زیارت اربعین» که در سنت عبادی شیعه جایگاه مشخصی دارد، همین معنا را تقویت می‌کند: پیوند عاطفی، معرفتی و ولایی میان مؤمن و امام شهید.

در منابع روایی و تاریخی، از حضور جابر بن عبدالله انصاری و عطیه عوفی در کربلا در نخستین اربعین یاد شده است. این روایت، به‌ویژه در حافظه مذهبی شیعه، به‌عنوان یکی از نخستین جلوه‌های زیارت اربعین اهمیت یافته است. البته در پژوهش‌های تاریخی، درباره جزئیات این حضور و نیز درباره این‌که آیا اهل‌بیت(ع) نیز در همان اربعین نخست به کربلا رسیده بودند یا نه، گفت‌وگوها و اختلاف‌نظرهایی وجود دارد.

از نخلستان‌های فرات تا عمودهای عشق

با این حال، اصل ارتباط جابر با آغاز سنت زیارت اربعین، در سنت تاریخی شیعه جایگاهی تثبیت‌شده یافته است. از همین نقطه است که اربعین، نه‌فقط یک مناسبت تقویمی بلکه یک «خاطره زنده تاریخی» می‌شود؛ خاطره‌ای که هم شهادت را به‌یاد می‌آورد و هم مسئولیت تداوم پیام آن را.

مشق وفاداری در سیر تاریخ

زیارت کربلا از همان سده‌های نخست، همواره با دشواری‌ها و گاه با خطر همراه بوده است. در دوره امویان و عباسیان، شیعیان و زائران امام حسین(ع) در بسیاری از دوره‌ها با محدودیت، تهدید و مراقبت‌های حکومتی روبه‌رو بودند. با این حال، عشق به زیارت، مانع از استمرار این سنت نشد. هرچه فشار سیاسی بیشتر بود، بعد هویتی زیارت نیز پررنگ‌تر می‌شد. در چنین فضایی، حرکت به سوی کربلا تنها سفر به یک مکان مقدس نبود بلکه نوعی مقاومت فرهنگی و وفاداری اعتقادی به شمار می‌آمد.

در دوره آل‌بویه، زیارت کربلا رونق بیشتری گرفت و فضای اجتماعی مساعدتری برای اظهار شعائر شیعی پدید آمد اما نقطه عطف مهم‌تر، دوره صفویه بود؛ زمانی که با رسمی‌شدن تشیع در ایران، پیوند ایران با عتبات بیش از پیش گسترش یافت. در این دوره، سفر به کربلا و نجف برای بسیاری از ایرانیان به یکی از آرزوها و تجربه‌های مهم دینی تبدیل شد. از همین زمان، سفرهای زیارتی با کاروان‌های شتر، اسب و قاطر شکل می‌گرفت و زائران با دشواری‌های فراوانی چون ناامنی راه، بیماری، گرمای طاقت‌فرسا، سرمای زمستان، کمبود آب و مشکلات مرزی روبه‌رو بودند.

سفرنامه‌های دوره قاجار نیز گواه روشنی بر سختی این سفرها هستند. در این متون، زیارت عتبات غالبا به‌عنوان سفری پرمشقت اما سرشار از معنویت توصیف شده است. زائر، پیش از رسیدن به کربلا، گویی از میان رنج عبور می‌کرد تا به زیارت برسد؛ و همین رنج، بخشی از معنای زیارت می‌شد. درواقع سنت زیارت در تاریخ شیعه هرگز صرفا یک جابه‌جایی مکانی نبوده بلکه نوعی سلوک، آزمون و بازسازی درونی نیز محسوب می‌شده است.

تنگناهای زیارت در دوران حکومت حزب بعث و صدام

یکی از سیاه‌ترین و در عین حال حماسی‌ترین دوران‌های تاریخ پیاده‌روی اربعین، به دوران حکومت حزب بعث در عراق، به‌ویژه در زمان ریاست‌جمهوری صدام حسین بازمی‌گردد. در این دوره، رژیم بعث با اتخاذ رویکردهای شدیدا سکولار و ضدشیعی، تلاش کرد هویت مذهبی اکثریت مردم عراق را سرکوب کند. از نظر دستگاه امنیتی صدام، هرگونه تجمع گسترده، خودجوش و مذهبی شیعیان، یک تهدید امنیتی و سیاسی مستقیم علیه بقای رژیم تلقی می‌شد.

از نخلستان‌های فرات تا عمودهای عشق

در پی این سیاست سرکوبگرانه، پیاده‌روی اربعین و به‌راه‌ انداختن کاروان‌های زیارتی به‌سوی کربلا به‌طور رسمی ممنوع اعلام شد. رژیم بعث مجازات‌های سنگینی از جمله حبس‌های طولانی‌مدت، شکنجه و حتی اعدام را برای کسانی که در این مسیر گام برمی‌داشتند وضع کرد. با وجود این مخاطرات مرگبار، سنت پیاده‌روی اربعین هرگز به‌طور کامل متوقف نشد؛ بلکه به یک «حرکت زیرزمینی، پنهان و جهادی» تغییر شکل داد.

زائران عراقی در آن سال‌های خفقان، شبانه و با استفاده از تاریکی مطلق، از بیراهه‌ها، نخلستان‌ها و مسیرهای حاشیه رود فرات به‌سمت کربلا حرکت می‌کردند. آنها برای فرار از گشت‌های امنیتی و جاسوسان رژیم، روزها را در میان نخلستان‌ها پنهان می‌شدند و شب‌ها به پیاده‌روی خود ادامه می‌دادند.

بسیاری از زائران در این مسیرها هدف گلوله نیروهای امنیتی قرار گرفتند، بازداشت شدند یا در گورهای دسته‌جمعی دفن گردیدند. این مجاهدت خاموش پنهانی، پیاده‌روی اربعین را در آن دوره به نمادی برجسته از مقاومت عقیدتی و سیاسی علیه استبداد تبدیل کرد.

با سقوط رژیم بعث در سال ۲۰۰۳ میلادی، این سد آهنین فرو ریخت و بغض فروخورده‌ چند دهه سرکوب مذهبی گشوده شد. در اولین اربعین پس از سقوط صدام، میلیون‌ها عراقی از شهرهای مختلف به‌صورت خودجوش و پیاده به‌سمت کربلا حرکت کردند؛ اتفاقی که حیرت ناظران بین‌المللی را برانگیخت و آغازگر فصل جدیدی از تاریخ اربعین معاصر شد.

مسیر نجف تا کربلا؛ جغرافیای معنا

در میان همه مسیرهای زیارتی، راه نجف تا کربلا جایگاهی ویژه دارد. این مسیر که حدود ۸۰ کیلومتر طول دارد، امروز نماد اصلی پیاده‌روی اربعین به‌شمار می‌آید اما اهمیت آن تنها در فاصله جغرافیایی نیست‌. این راه، از نظر معنوی مسیری است که گویی «ولایت» را به «شهادت» پیوند می‌دهد. نجف، با حرم امیرالمؤمنین(ع) و جایگاه علمی و معنوی‌اش، آغاز حرکت است و کربلا، با حرم سیدالشهدا(ع) مقصدی است که این سیر را به کمال می‌رساند.

از نخلستان‌های فرات تا عمودهای عشق

این مسیر، در روزگار معاصر به یکی از آشکارترین نشانه‌های آیین اربعین تبدیل شده است. میلیون‌ها زائر در این راه قدم می‌گذارند و هر قدم آنان، بازخوانی تاریخی همان پیوند دیرینه‌ای است که میان علم، ایمان، مجاهدت و شهادت برقرار شده است. نجف و کربلا در اینجا تنها دو شهر نیستند؛ دو قطب معنایی‌اند که تاریخ تشیع را در خود متجلی کرده‌اند.

در کنار این راه اصلی، مسیرهای دیگری نیز وجود داشته و همچنان وجود دارند که هر یک بخشی از سنت زیارتی عراق را نمایندگی می‌کنند: مسیر کاظمین به کربلا (مهم برای زائران بغداد و مناطق شمالی‌تر)، مسیر حله به کربلا (راه طبیعی بسیاری از ساکنان مناطق مرکزی و جنوبی عراق) و مسیر بصره-کربلا که یادآور مسیرهای قدیمی زیارت عتبات و پیوندهای تاریخی جنوب عراق با خلیج‌فارس و ایران است.

زائران ایرانی معمولا از چند مرز اصلی وارد عراق می‌شوند: مرز مهران (پرترددترین مسیر به دلیل نزدیکی جغرافیایی)، مرز شلمچه (مسیر پیوند جنوب ایران و عراق)، مرز خسروی (راه تاریخی غرب ایران) و مرز چزابه. این مرزها نه‌تنها دروازه‌های ورود معاصر بلکه حامل حافظه تاریخی ارتباط دیرینه ایرانیان با عتباتند.

طریق‌العلما؛ راهی در حافظه تاریخی نجف

در کنار مسیر اصلی نجف تا کربلا، یکی از مسیرهای بسیار مهم و تاریخی، طریق‌العلماست. این راه، که میان نجف و کربلا امتداد دارد، از نخلستان‌ها، آبراه‌ها، روستاها و زمین‌های کشاورزی عبور می‌کند و در حافظه تاریخی حوزه نجف جایگاهی ممتاز دارد. در توصیف این مسیر، تنها با یک جاده روبه‌رو نیستیم بلکه با یک بخش زنده از تاریخ علمی و معنوی نجف مواجهیم.

طریق‌العلما به این دلیل چنین نام گرفته که در سنت تاریخی، بسیاری از علما، فقها، طلاب و زائران حوزه نجف از این مسیر به‌سوی کربلا حرکت می‌کرده‌اند. از این رو، این راه صرفا یک مسیر جغرافیایی نیست بلکه نوعی «جغرافیای حافظه» است‌؛ جایی که حرکت جسمانی با سلوک علمی و معنوی درهم می‌آمیزد. اگر مسیر اصلی اربعین را بتوان نماد حضور جمعی شیعه دانست، طریق‌العلما نماد تامل، وقار و پیوند علم و زیارت است.

از نخلستان‌های فرات تا عمودهای عشق

این مسیر در همان دوره صدام نیز به‌دلیل پوشش گیاهی و نخلستان‌های متراکم، به‌عنوان یکی از پناهگاه‌ها و راه‌های اصلی برای پیاده‌روی‌های پنهانی زائران مورد استفاده قرار می‌گرفت.

در گزارش‌های تاریخی و نقل‌های مربوط به حوزه نجف، از چهره‌هایی چون شیخ مرتضی انصاری، آخوند خراسانی، سیدعلی قاضی‌طباطبایی و علامه سیدمحمدحسین طباطبایی به‌عنوان شخصیت‌هایی یاد می‌شود که با سنت معنوی و علمی نجف و زیارت کربلا پیوند داشته‌اند. هرچند نسبت‌دادن استفاده دقیق این افراد از مسیر مشخص طریق‌العلما نیازمند مراجعه به منابع زندگینامه‌ای جزئی‌تر است اما اصل سابقه پیاده‌روی علما و طلاب نجف به‌سوی کربلا، امری مسلم و مستند در سنت حوزه علمیه نجف است.

از همین رو، طریق‌العلما برای زائر امروز تنها یک مسیر تاریخی نیست بلکه یادآور نوعی زیستن دینی است که در آن حرکت، عبادت و معرفت از یکدیگر جدا نمی‌شوند.

از زیارت فردی تا حرکت اجتماعی و جهانی

پیاده‌روی اربعین در عصر حاضر، دیگر تنها تجربه‌ای فردی یا محلی نیست. این حرکت، به‌تدریج به یکی از بزرگ‌ترین اجتماعات انسانی جهان تبدیل شده است. زائرانی از ایران، عراق، لبنان، سوریه، پاکستان، هند، افغانستان و حتی از کشورهای آفریقایی، اروپایی و آمریکایی در این مراسم حضور می‌یابند. همین تنوع جغرافیایی، اربعین را از یک مناسک منطقه‌ای به پدیده‌ای جهانی بدل کرده است. ویژگی مهم این حرکت، خودجوش بودن آن است.

از نخلستان‌های فرات تا عمودهای عشق

بخش زیادی از هزینه‌ها توسط خود مردم تامین می‌شود و خدمات فراوانی که در مسیر ارائه می‌گردد، بر پایه مشارکت داوطلبانه شکل می‌گیرد. موکب‌ها، ایستگاه‌های پذیرایی، اسکان‌های مردمی، توزیع غذا، آب، خدمات درمانی و حتی خدمات فرهنگی، همگی نشان‌دهنده شبکه‌ای از تعاون و همیاری‌اند که در طول مسیر شکل می‌گیرد. درواقع اربعین تنها نمایش جمعیت نیست‌؛ نمایش نوعی اخلاق اجتماعی و همبستگی انسانی نیز هست.

از این منظر، پیاده‌روی اربعین را می‌توان «آیین مشارکت» دانست‌؛ آیینی که در آن، زائر و میزبان، عالم و عامی، عرب و عجم و مردمان گوناگون در تجربه‌ای مشترک سهیم می‌شوند. این حرکت، به‌ویژه در روزگار بحران‌های هویتی و فروپاشی پیوندهای اجتماعی، بار دیگر ظرفیت دین را برای تولید همبستگی و معنا آشکار می‌کند.

احیای مسیرهای تاریخی در روزگار معاصر

گسترش پیاده‌روی اربعین در دهه‌های اخیر باعث شده مسیرهای تاریخی نیز دوباره مورد توجه قرار گیرند. در این میان، طریق‌العلما احیا شده و موکب‌های مردمی، خانواده‌های عراقی و عشایر محلی نقش مهمی در زنده نگه‌داشتن آن داشته‌اند. مهمان‌نوازی مردم عراق در این مسیر، فقط یک رفتار اجتماعی نیست‌؛ ادامه سنتی تاریخی است که در آن، زیارت با پذیرایی، خدمت و مشارکت جمعی همراه می‌شود.

از نخلستان‌های فرات تا عمودهای عشق

این بازگشت به مسیرهای کهن، نوعی بازخوانی تاریخ نیز هست. زائر امروز، وقتی در طریق‌العلما یا مسیر نجف تا کربلا گام برمی‌دارد، در واقع وارد رشته‌ای از خاطرات تاریخی می‌شود که نسل‌های پیش از او نیز آن را تجربه کرده‌اند. به این ترتیب، اربعین پیوندی میان گذشته و حال می‌سازد؛ گذشته‌ای که در روایات و تاریخ حضور دارد، و حالی که در حرکت انبوه زائران تجلی پیدا کرده است.

اربعین به‌مثابه حافظه زنده

پیاده‌روی اربعین را باید فراتر از یک حرکت زیارتی یا یک مناسک مذهبی صرف دید. این پدیده، بر بنیاد روایات معصومان(ع) شکل گرفته، در تاریخ پرفراز و نشیب زیارت کربلا بالیده، در دوره‌های سیاه استبداد بعثی با خون زائران آبیاری شده و حفظ گردیده، در مسیرهای کهنی چون نجف تا کربلا و طریق‌العلما معنا یافته و امروز در مقیاسی جهانی بازتولید شده است.

از نخلستان‌های فرات تا عمودهای عشق

از حدیث «علامات المؤمن» تا روایت حضور جابر در کربلا، از سختی سفرهای قاجاری تا مقاومت‌های دوره صدام، و از حرکت علما در مسیرهای تاریخی تا حضور میلیون‌ها زائر از سراسر جهان، همگی نشان می‌دهند که اربعین تنها یک واقعه در تقویم نیست بلکه یک حافظه زنده و یک فرهنگ جاری است. در اربعین، تاریخ دوباره خوانده می‌شود و معنویت دوباره در متن جامعه ظاهر می‌گردد. این راه، راهی است که از کربلا آغاز نمی‌شود بلکه از عاشورا، از روایت، از وفاداری و از تداوم آغاز می‌شود.

هر زائر اربعین، در حقیقت در حال بازگشت به یک حقیقت تاریخی و معنوی است: این‌که شهادت امام حسین(ع) پایان یک ماجرا نبود بلکه آغاز یک راه بود؛ راهی که هنوز ادامه دارد.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس